السيد الخميني

412

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

هندوستانى ، عراقى ، و ديگر ممالك عربى مشغول تحصيلند و اين دولت كه اصلًا نمىتوان نام آن را دولت گذارد قدرت ندارد كه در برابر ملتها ايستادگى كند و اگر با من و شما معارضه نمايد ، با ملتها نمىتواند معارضه كند . اگر آقايان ايرانى را اخراج كردند ، ديگر آقايان كه از ممالك ديگرند بايد بايستند و به وظايف دينى خود اهميت دهند . مَثَل شما مَثَل فوجهاى سربازى است كه اگر دشمن به فوجى حمله كرد و آنان را شكست داد ، فوجهاى ديگر پابرجا مانده و جاى گروههاى از بين رفته را مىگيرند . دشمن از خدا مىخواهد كه وقتى يك گروه سرباز را از پاى در آورد بقيه پا به فرار گذاشته ميدان را خالى كنند . غلبه با مظلوم آقايانى كه از ديگر ممالك در اينجا هستند بايد پابرجا باشند و به تحصيل علم و تهذيب نفس ادامه دهند و اگر مراجع و من - كه يكى از طلاب هستم - از اينجا رفتم ، باز لازم است كه آقايان بمانند و به وظايف خود عمل نمايند . البته رفتن من روى مصالحى است كه ممكن است بسيارى ندانند ولى ديگر آقايان بايد باشند و سنگر را خالى نكنند . چنان كه ما سابقاً ديديم حوزهء قم به هم خورد چه به هم خوردنى ! عدهء معدودى پريشان حال كه هميشه تحت فشار و آزار بودند استقامت كردند ، طولى نكشيد كه ورق برگشت : ظالم سابق [ رضا خان ] را بردند و حوزهء به هم ريختهء آن روز به صورت حوزهء پنج - شش هزار نفرى امروز در آمد . . . شما غالبيد ، مغلوب نيستيد . اگر تاريخ ظَلَمه و ستمديدگان دنيا را مطالعه كنيد مىبينيد كه غلبه هميشه با مظلوم است . معاويه با آن قدرت و عظمت و بساطى كه داشت از بين رفت و امروز در شام كه مركز سلطنت او بود حتى از قبر او خبرى نيست . . . . اين كسبهء بيچاره ، آنهايى كه ساليان دراز در عراق بوده‌اند و ابداً در ايران عُلْقه‌اى « 1 » ندارند ، دوست و آشنا و خويشاوندى ندارند ، وضع آنها بسيار مايهء تأسف است و

--> ( 1 ) - وابستگى ، علاقه